ورود به پنل کاربری
دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۸ ( OLD SITE )
دانشکده علوم مالی

فرصتهای شغلی پیش روی فارغ التحصیلان حسابداری

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۵/۹/۳۰ | 

ممکن است با خود فکر کنید که همه حسابداران کار یکسان و مشابه هم انجام می دهند. اما واقعیت چیز دیگریست. کارهای تخصصی مختلف و متعددی در حسابداری وجود دارد  که در ادامه با این مشاغل حرفه ای که یک فارغ التحصیل رشته حسابداری می تواند  بطور تخصصی در آن زمینه ها به ایفای نقش بپردازد، آشنا می شوید. این مشاغل عبارتند از:

  • حسابدار مالی

  • حسابدار صنعتی

  • حسابرس

  • حسابدارمالیاتی

  • حسابرس مالیاتی (ممیز)

  • حسابدار دولتی

حسابدار مالی[1]

این نوع از حسابداری را می توان "حسابداری گزارش" نیز نامید. زیرا هدف اصلی در این نوع از حسابداری، تهیه صورتهای مالی می‌باشد که مورد نیاز استفاده کنندگان است. کارحسابداری مالی، نگهداری اسناد و مدارک مربوط به رویدادهای مالی، تجزیه و تحلیل رویدادهای مالی، ثبت رویدادهای مالی در دفاتر قانونی و سیستم کامپیوتری حسابداری شرکت و در نهایت تهیه گزارشات مالی (اعم از محاسبه حقوق و دستمزد پرسنل شرکت، صورتهای مالی، اظهارنامه مالیاتی و ... ) است. لذا ضروری است که حسابدار مالی علاوه بر آشنایی با قوانین مرتبط نظیر قانون مالیاتهای مستقیم و قانون کار و تامین اجتماعی، اشراف کافی بر استانداردهای حسابداری ایران که رعایت آنها در تهیه گزارشات مالی الزامی است، داشته باشد. حسابدارانی که ازتجربه و سابقه کارمکفی و دانش خوبی در زمینه حسابداری مالی برخوردارند، می توانند به عنوان مدیر مالی[2] شرکت ها، ایفای نقش کنند. برخی از وظایف حسابدارن مالی شرکتها به شرح زیر است:

  • کنترل صحت مدارک ضمیمه اسنادحسابداری

  • کنترل محاسبات دریافت ها و پرداخت ها .

  • ثبت رویداد های مالی در دفاتر قانونی (اعم از دفتر روزنامه و کل) و سیستم کامپیوتری حسابداری شرکت.

  • صحت سرفصل (کد ) آرتیکل های اسناد حسابداری صادره.

  • کنترل گردش و مانده حسابها.

  • - طبقه بندی حسابها ـ ودرصورت نیاز ـ طبقه بندی گروه کالاها وکدینگ مربوط به موجودیها و انبار، براساس سیستمهای مکانیزه وپیشنهاد تغییر یا تهیه نرم افزاری مالی.

  • پیگیری تسویه حساب با بدهکاران .

  •  پیگیری ضمانت نامه ها و اسناد تضمینی .

  • بستن حسابهای پایان دوره مالی .

  • ارائه گزارش واعلام به موقع هرگونه محدودیت در انجام امور محوله و یا هرگونه نقطه ضعف در روشهای اجرائی ، بهمراه پیشنهادات اصلاحی ، به مدیر مالی.

برخی از وظایف مدیر مالی شرکت به شرح زیر است:

  • سازماندهی به منظور انجام وظایف مختلف امور مالی شـرکت .

  • ارائه پیشنهادات وسیاستهای اعتباری و وصول مطالبات ونظارت برحسن اجرای آنها.

  • تهیه و تنظیم خط مشی ها، دستورالعملها، روشها و رویه های مالی و تهیه و طراحی فرم های مورد نیاز، بمنظور ایجاد هماهنگی در انجام امورمالی  واحدهای مختلف.

  • برنامه ریزی وکنترل اقلام به منظور اداره دارائیها وسرمایه در گردش شـرکت و تامین اعتبار مورد نیاز واحد های مختلف بر اساس بودجه سالانه.

  • پیش بینی، طرح ریزی و ارائه بودجه  دوره ای شرکت براساس برنامه ها، پروژه ها وسفارشات ونیازهای اعلام شده واحدهای مختلف واستراتژی اعلام شده ازسوی هیئت مدیره

  • تامین مالی و اعمال مدیریت بر وجوه نقد و سایر داراییهای پولی و کنترل نقدینگی (اخذ تدابیر لازم به منظور جذب نقدینگی و اعلام نظر در مورد چگونگی جذب آن از طریق استقراض، تسهیلات، افزایش سرمایه یا فروش دارائ.)

  • کنترل سود و برنامه ریزی سرمایه گذاری

  • اخذ تدابیر لازم جهت حفاظت و نگهداری اموال و داراییها.

  • اتخاذ تدابیر لازم درخصوص پوشش مناسب بیمه ای.

  • تهیه  صورتهای مالی شرکت

  • دریافت گزارشهای مالی از واحدها، پروژه ها و سایر مدیریت ها وبررسی و اظهارنظر درخصوص آنها و تحلیل مغایرتها

  • اعمال نظارت وکنترل به منظور حسن اجرای قوانین، مقررات، دستورالعملها وبخشنامه های مالی در واحد های مختلف

  • کنترل و نظارت بر حسن اجرای شرح وظایف پرسنل حسابداری .

  •  پیگیری گشایش اعتبارات اسنادی و سفارشات خارجی .

  • هماهنگی و همکاری با حسابرسان شرکت بمنظور شفاف سازی و رفع ابهام از حسابها و اسناد و ارتقاء کیفی  گزارشات ارائه شده توسط آنها

حسابدار صنعتی(حسابداری بهای تمام شده)

همزمان با انقلاب صنعتی ورونق تولید، نیاز به محاسبه قیمت تمام شده کالاهایی که کارخانجات تولید می کردند بیش از پیش احساس شد. زیرا قیمت تمام شده، مبنای خوبی برای قیمت گذاری کالا و خدمات شرکتها بشمار می رود. براین اساس شاخه  جدیدی از خدمات حسابداری  به نام حسابداری صنعتی[3] بوجود آمد. شاید به کار بردن واژه "صنعتی" برای این نوع حسابدار به دلیل کاربرد گسترده آن در کارخانجات و صنایع مختلف در جهان باشد. اما حقیقت این است که واژه مناسب تر برای این نوع خدمات حسابداری"حسابداری بهای تمام شده" است. زیرا این نوع حسابداری  مختص به شرکتهای تولیدی نیست و در شرکتهای خدماتی (نظیر بانکها، شرکتهای بیمه، عمده فروشیها، شرکتهای حمل و نقل، شرکتهای هواپیمایی، دانشگاهها و بیمارستانها) نیز  استفاده می گردد. برای مثال در یک بیمارستان کنترل هزینه ها و تعیین بهای تمام شده هزینه های بستری شدن و درمان یک بیمار، با استفاده از حسابداری بهای تمام شده صورت می پذیرد.

حسابدار صنعتی، وظیفه جمع آوری اطلاعات مربوط به عوامل هزینه (اعم از مواد اولیه مصرفی درتولید محصول، دستمزد و سایر هزینه های مربوطه) و محاسبه بهای تمام شده محصولات و خدمات را بر عهده داشته و با تجزیه و تحلیل گزارشها و بررسی روشهای مختلف تولید، روشهای تقلیل بهای تمام شده تولید را بیان می کند. در واقع حسابداری بهای تمام شده یک ابزار بسیار مهم در اختیار مدیریت می باشد تا مدیران را در برنامه ریزی، کنترل و نظارت و بررسی نتایج فعالیتها، یاری نماید. مدیران اگر گزارشات دقیق و صحیحی از عوامل هزینه نداشته باشند در تصمیم گیری خود در جهت افزایش تولید یا سایر تصمیم گیریها و راه انجام تصمیمات خود با مشکل مواجه خواهند شد. برخی از اهم وظایف حسابدار مدیریت به شرح زیر است:

  • دریافت بهنگام اطلاعات (فرمها ، اسناد و مدارک ) ، ‏گزارشات روزانه و دوره ای از بخش تولید یا واحدهای تولیدی و انجام ‏کنترلهای لازم بر حسب مورد.

  •  بررسی صحت اطلاعات موجود در دایره گزارشات و بهای تمام شده ‏که بر مبنای آن اسناد قیمت تمام شده دوره ای تهیه می گردد .

  •  انجام محاسبات قیمت تمام شده  محصولات و خدمات ، ضایعات و .. ‏

  • بررسی نتایج حاصل از فعالیت مراکز تولیدی مختلف و تجزیه و تحلیل ‏مغایرات احتمالی

  •  تهیه صورت قیمت تمام شده تولید سفارشات و پروژه های در ‏جریان.

  •  ایجاد هماهنگی های لازم با واحد سرپرستی انبار ، معاونت تولید و ‏تعمیرات و سایر واحدهای شرکت جهت اخذ اطلاعات.

  • حصول اطمینان از به روز بودن و صحت اطلاعات پرونده استانداردهای تولید ‏و در صورت نیاز اعلام تجدیدنظر در آنها به واحد مهندسی وبرنامه ریزی .‏

  • گردآوری اطلاعات مورد نیاز جهت تهیه و تنظیم گزارشهای مدیریت و ارائه بهنگام آنها.

  • تهیه گزارش های توجیهی طرحها و پروژه ها  و سایر امور محوله

‏لازم به ذکر است که یک سطح بالاتر از حسابداری صنعتی وجود دارد که از آن با عنوان  "حسابداری مدیریت[4]" یاد می شود. دامنه کاربرد حسابداری مدیریت  در تمامی فعالیت‌های فرآیند مدیریت در تمامی سازمانهای تجاری گسترده است و بخشی جدا نشدنی از فرآیند مدیریت، جهت تهیه و ارائه اطلاعات لازم برای برنامه‌ریزی، ارزیابی، کنترل و تصمیم‌گیری می باشد.

تفاوت بین حسابداری مدیریت و حسابداری مالی در این است که حسابداری مالی، هدف اصلی اش گزارشگری به استفاده کنندگان "برون سازمانی" است و در این گزارشات اطلاعات مالی و بر حسب ریال ارائه می شود که مربوط به گذشته اند و در تهیه اطلاعات نیز "استانداردهای حسابداری" باید رعایت شود. از سوی دیگر نوع و فرمت صورت های مالی، مشخص است. اما حسابداری مدیریت، هدف اصلی اش گزارشگری "درون سازمانی" است و در این گزارشات کلیه اطلاعات مربوط اعم از مالی و غیرمالی ارائه می شود و در تهیه گزارشها از استاندارد خاصی پیروی نمی شود و نیز فرم ونوع گزارشات ارائه شده، از قبل تعیین شده نیست و بیشتر آینده نگر است.زیرا این دیدگاه وجود دارد که مدیر باید  به مانند یک راننده متبحر شرکت را با توجه به آنچه در شیشه جلو می بیند و نیز پیش بینی حرکت اتومبیل های جانبی و عقبی، کنترل و هدایت کند، نه اینکه فقط به آیینه ها نگاه کند و وقایع پشت سرگذاشته شده(اطلاعات حسابداری مالی) را بنگرد.

حسابرس

حسابرسی[5]، به مفهوم اعم کلمه، عبارت از هرگونه رسیدگی است که به منظور تأیید یا اظهارنظر نسبت به درستی هرگونه مدارک و اسناد مالی، توسط شخصی مستقل از تهیه کننده یا تهیه کنندگان آن مدارک و اسناد به‌عمل آید. چنین رسیدگی علاوه بر تجزیه و تحلیل مدارک و اسناد موردنظر و تطبیق آنها با مستندات اولیه، طبعاً شامل تحقیق در خصوص چگونگی معاملاتی است که اسناد و مدارک مذکور نشان دهنده نتایج حاصله از آنها است و به‌طور کلی هرگونه اقدامی که برای نیل به هدف فوق لازم باشد را در بر می گیرد.

درپشت این تعریف، دنیای حرفه ‌ای گسترده‌‌ای وجود دارد. در سیستم اقتصادی امروز، انتقال و گزارش اطلاعات مالی و اقتصادی صحیح به مراکز تصمیم‌گیری دارای اهمیتی شگرف است. یکی از خصوصیات این اقتصاد گسترده، وجود سازمان‌های بزرگ دولتی و خصوصی است که با سرمایه‌های هنگفت، فعالیت‌های اقتصادی بخصوصی را در یک منطقه یا در سرتاسر کشور و یا حتی در اقصی نقاط جهان اداره می‌کنند. برای مدیرانی که در رأس این سازمان‌های وسیع‌ قرار دارند امکان نظارت بر تمام جزئیات کار در کارگاه‌ها و ادارات و شعب چنین مؤسسات بزرگی وجود ندارد. بنابراین ناچار هستند داوری خود را نسبت به نیک و بد جریان امور، و همچنین تصمیماتی که در رابطه با طرح‌ها و برنامه‌های آینده اتخاذ می‌کنند، بر مبنای گزارش‌های مالی و اطلاعات دیگری که از ناحیه دستگاه و یا خارج از آن به‌دست آنها می‌رسد، بنیان نهند.

همچنین سهام‌داران خُرد و درشت که احتمالاً اندوخته‌های سالیان دراز خود را در اختیار شرکت‌های سهامی گوناگون می‌گذارند، برای آگاهی از چگونگی اداره سرمایه‌های خود و اطمینان از درستی عمل و کارآئی مدیران و گردانندگان امور این شرکت‌ها، وسیله دیگری جز صورت‌های مالی و گزارش‌های سالیانه هیئت مدیره و توضیحاتی که ممکن است در مجمع عمومی در اختیار سهام‌داران قرار داده شود، ندارند. دولت نیز که سهمی عمده از منابع مالی ملی را به‌صورت‌های گوناگون برای انجام وظایف و برنامه‌های خود به مصرف می‌رساند، از بررسی اطلاعات مالی و آماری برای اطمینان از درستی پیدایش ومصرف این منابع و وجوه، بی‌نیاز نیست. به‌علاوه، قسمت عمده درآمد داخلی دولت از طریق وصول مالیات بر درآمد شرکت‌ها و سایر اشخاص حقوقی و دارندگان مشاغل و مؤسسات به‌دست می‌آید. طبیعی است که در این زمینه هم دولت به اخذ و تحصیل گزارش‌های دقیق مالی مربوط به این مؤسسات و اشخاص نیاز دارد.  به نظر شما چه کسی می تواند بگوید اطلاعات مالی که به‌صورت ترازنامه‌ها و صورت‌ سود و زیان و سایر گزارش های دیگر و انواع و اقسام جداول اطلاعاتی پیوست آنها، درست است و می‌توان به آن اعتماد داشت و روی آن حساب کرد؟ نظام اقتصاد جهان امروز بر مبناء مطالعه عمیق فعالیت‌های صنایع و مؤسسات بازرگانی و خدماتی و اطلاع دقیق از ارقام مربوط به نتایج حاصله از این فعالیت‌ها استوار است. موفقیت و بهبودی اقتصاد کشور، چه در جریان فعالیت‌های روزانه و چه در اجراءبرنامه‌های بلند مدت، منوط به گزارش صحیح اطلاعات مالی است. چگونه باید نسبت به درست بودن یا حداقل قابل‌قبول بودن این اطلاعات مالی و محاسبه صحیح این همه آمار و اعداد و ارقام اطمینان لازم حاصل شود؟

بخش عمده از پاسخ به این سؤال‌ها مربوط به وظیفه‌‌ای است که حسابرس[6]  در امر رسیدگی به این گزارش‌ها و اطلاعات و آمار ایفاء می‌کند.

امروزه در بسیاری از کشورهای جهان "صورت‌های مالی حسابرسی شده" وسیله مناسبی برای نقل و انتقال و ابلاغ اطلاعات صحیح و به موقع مالی در خصوص مؤسسات و شرکت‌ها و بانک‌ها و حتی اشخاصی نظیر مقاطعه‌کاران و دستگاه‌های دولتی و در نهایت خود دولت، تلقی می‌شود. منظور از صورت‌های مالی حسابرسی شده، ترازنامه و صورت سود و زیان و سایر صورتهای مالی و  یادداشت‌های همراه است که به وسیله یک یا چند حسابرس مستقل مورد حسابرسی قرار گرفته و عقیده حرفه‌ای این حسابرس یا حسابرسان نسبت به انطباق با استانداردهای حسابداری ایران و  قابل اتکا بودن آنها، طی گزارشی موسوم به گزارش حسابرس، ابراز شده باشد .شاغلان حرفه حسابرسی را می توان  به دو گروه اصلی تفکیک نمود: الف- حسابرسان داخلی، ب- حسابرسان خارجی.

الف- حسابرس داخلی[7]: این گروه از حسابرسان، عموماً کارمندشرکتی هستندکه حسابهای آن مورد رسیدگی است و در واقع رابط میان هیات مدیره و شرکت بوده و گزارش رسیدگی خود را به طور هفتگی، ماهانه یا سالانه به مدیرعامل و هیات مدیره ارائه می‌دهند. این گروه از حسابرسان عملیات داخل واحد اقتصادی را رسیدگی می‌کنند و کنترلهای داخلی شرکت را مورد ارزیابی قرار می دهند و نقص های موجود را به همراه راهکارهای برای برطرف کردنشان به مدیرعامل شرکت گزارش می دهند. 

ب-حسابرس مستقل[8] این گروه از حسابرسان، افرادی مستقل از شرکت مورد رسیدگی هستند و  پرسنل موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران[9]هستند که عملیات حسابداری و مالی واحداقتصادی را بر اساس استانداردهای حسابداری و حسابرسی مورد رسیدگی قرار می‌دهند و گزارش خود را به مجمع عمومی صاحبان سهام ارائه می‌کنند. در واقع حسابرسان مستقل رابط میان صاحبان شرکت(سهامدارن) و هیات مدیره شرکت می‌باشند.

درحال حاضر در ایران، سازمان حسابرسی به عنوان یک سازمان دولتی، بزرگترین مؤسسه  حسابرسی است و در کنار آن سایر موسسات حسابرسی دولتی و خصوصی مشغول فعالیت می‌باشند. البته براساس بند الف ماده واحده قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی‌صلاح به عنوان حسابدار رسمی، حسابداران رسمی را ذیصلاح برای انجام وظایف حسابرسی و بازرسی قانونی شرکت‌های پذیرفته شده یا متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار می‌داند.

حسابدار مالیاتی

حسابداری مالیاتی[10] روشی از حسابداری است که بر مسائل مالیاتی متمرکز است و تمام امور و فعالیت های مرتبط با ضبط و طبقه بندی سوابق مالیاتی و تنظیم اظهارنامه های مالیاتی و برنامه ریزی برای اجرای تکالیف مالیاتی آتی را شامل می شود.

حسابرس مالیاتی(ممیز) [11]

از آنجا که تعیین درآمد مشمول مالیات و مآخذ مالیات بر ارزش افزوده مکلفین به نگاهداری دفاتر و بر حسب ضرورت بعضی دیگر از پایه های مالیاتی آنان (مانند مالیات دوره انحلال) از طریق رسیدگی به دفاتر و اسناد و مدارک صورت می گیرد و در موارد تشخیص علی الرأس هم مأموران مالیاتی فارغ و بی نیاز از مراجعه به دفاتر و اسناد و مدارک (اسناد عادی و یا اسناد موجود به صورت ناقص) نمی باشند، لذا موضوع "حسابرسی مالیاتی" مطرح می شود و مأموران(ممیزان) مالیاتی و یا حسابداران رسمی عضو جامعه حسابداران رسمی برای تعیین درآمد مشمول مالیات و مالیات مبادرت به این نوع حسابرسی (که در حقیقت یکی از انواع حسابرسی رعایت است) می نمایند.

حسابدار دولتی[12]

حسابداردولتی می بایست علاوه بر تسلط بر اصول و موازین حسابداری عمومی، توانایی درک و اعمال و اجرای مقررات مالی قانون اساسی، قانون محاسبات عمومی کشور، قانون برنامه و بودجه دیوان محاسبات، قانون محاسبات عمومی کشور، قانون مالیاتهای مستقیم، قانون کار و تأمین اجتماعی و سایر قوانین مرتبط را داشته باشد.

در تمام دستگاههای اجرایی کشور، یک واحد حسابداری یا امور مالی وجود دارد که دررأس آن شخصی به نام "ذیحساب[13]" قرار دارد که در عین حال سمت مدیر کل امور مالی را نیز برعهده دارد و به همراه تعدادی معاون و کارشناس حساب، حسابدار،  جمعدار و امین اموال و غیره وظایف محوله را به انجام می رساند. در ماده 31 قانون محاسبات عمومی مصوب سال 1366 آمده است:" ذیحساب، مأموری است که به موجب حکم وزارت امور اقتصادی و دارایی از بین مستخدمین رسمی واجد صلاحیت به منظور اعمال نظارت و تامین هماهنگی های لازم در اجرای مقررات مالی و محاسباتی در وزارتخانه ها، موسسات، شرکتهای دولتی، و دستگاههای اجرائی محلی و موسسات و نهادهای عمومی و غیردولتی به این سمت منصوب می شود  و انجام سایر وظایف مشروحه زیر را نیز بر عهده خواهد داشت:

1. نظارت بر امورمالی و محاسباتی و محاسباتی ونگهداری و تنظیم حسابها بر طبق قانون و ضوابط

2. نظارت بر حفظ اسناد و دفاتر مالی

3. نگهداری و تحویل وجوه و نقدینه ها،سپرده ها، و اوراق بهادار

4. نگهداری حساب اموال دولتی و نظارت بر اموال مذکور

5. ذیحساب باید دقت و کنترل نماید که درآمدها به میزان مقرر در قانون و در زمان تحقق، وصول شده و در برابر دستور العملهای خزانه داری کل کشور به خزانه واریز گردد.

6. ذیحساب باید دقت و کنترل نماید که مراحل انجام "خرج" یعنی؛ تشحیص، تأمین اعتبار، تسجیل، حواله، درخواست وجه، و پرداخت، به ترتیب و برابر مقررات و آیین نامه معاملات دولتی و قانون برگزاری مناقصات انجام و نهایتاً اسناد و مدارک مثبته لازم و کافی جهت تأیید موارد فوق از سوی مسئولین خرج به ذیحسابی ارائه شده باشد.

7. از آنجا که وزارت امور اقتصادی و دارایی مسئول تنظیم حساب کل سالیانه دولت است و ذیحسابان( یعنی مدیران کل امور مالی) دستگاههای اجرایی توسط و با حکم آن وزارتخانه منصوب می شوند، لذا ممکن است به منظور ایجاد امکان تسهیل در تنظیم حساب سالیانه، در طوب ساب ضرورت ایجاب نماید که گزارشهای مقطعی و موردی توسط وزارت دارایی از ذیحسابی ها خواسته و یا دسنور آنی جهت اجرا ابلاغ نماید. جدا از این، ذیحسابان مکلف می باشند در اجرای ماده 95 قانون محاسبات عمومی نسخه اول صورت حساب دریافت و پرداخت هر ماه را همراه با اصل اسناد و مدارک مربوط منتهی تا آخر ماه بعد را به دیون محاسبات و نسخه دوم آن را به وزارت امور اقتصادی و دارایی ارسال نماید. این صورت حساب باید حاوی گزارش عملیات و نتیجه فعالیت های مالی  یک ماه دستگاه اجرایی باشد. گزارش سالیانه فعالیت و عملکرد دستگاه اجرایی نیز می بایست پس از اصلاح کلیه حسابها و بستن آنها حداکثر تا پایان خرداد ماه سال بعد به مراجع ذیصلاح ارسال شود.

مطالب فوق برگرفته از کتاب اصول حسابداری (1): با دیدگاه اخلاقی،تالیف دکتر زهرا دیانتی دیلمی، انتشارات عدالت نوین است


[1] Financial accountant 

[2]  برخلاف تصور برخی که فکر می کنند فارغ التحصیلان رشته مدیریت مالی می توانند به سمت مدیران مالی شرکتها منسوب شوند.

[3] Cost accounting

[4] Management accounting / Managerial accounting

[5] Auditing

[6] Auditor

[7] Internal audit

[8] Independent auditor

[9] Iranian Association of Certified public accountant (IACPA)

[10] Tax Accounting

[11] Tax assessor

[12] Public sector accountant

[13] Controller 


دفعات مشاهده: 2353 بار   |   دفعات چاپ: 213 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر